سياه از تصويب بودجه پيش از رسيدگي دقيق به حسابها خودداري كرد و ويليام، چهارمين بارون لاتيمر (1329؟ ـ 1381) را بهعنوان مشاور بد و سوءاستفاده كننده از جنگ به دادگاه فرستاد و اين نخستين گزارش از محاكمهٴ يكي از وزيران شاه توسط مجلس عوام است. در سال1382، سَراسقف كانتربري براي محكوم ساختن عقايد ويكليف شورايي تشكيل داد. او از شاه فرماني براي تعقيب لولاردها گرفت، ولي مجلس اجازهٴ اين تعقيب را نداد. اين پيروزيهاي پارلمان گاه شكستهايي در پي داشت، ولي با وجود فراز و نشيبهاي بسيار روند كلي در جهت دموكراسي جديد بود.
در اروپاي خاوري امپراتوري بيزانس با افزايش قدرت تركان رو به انحطاط بود. دو داستان مكمل يكديگرند و كافي است تنها يكي باز گفته شود. زوال امپراتوري بيزانس بيشتر مرهون علل داخلي و بهخاطر شكاف عميقي بود كه لاتينيان را از يونانيان جدا ميساخت و رقابت مرگبار ميان ونيز و جنوا كه بدان اشاره كرديم. اين مثال ديگري بهدست ميدهد كه ناممكن بودن ايستادگي مسيحيان را در برابر تركان در خاور نزديك آشكار ميكند. رسم بود كه فرمانروايان قبرس در نيكوزيا بهعنوان شاه قبرس و در فاماگوستا1[ در قبرس] بهعنوان شاه بيتالمقدس تاجگذاري ميكردند. در جشن فاماگوستا كنسولهاي جنوا و ونيز ميبايد هركدام در يك سوي اسب شاه حركت ميكردند. وقتي در سال 1369، پتر دوم ميخواست تاجگذاري كند، آن دو بر سر مراسم با هم نزاع كردند. شاه جانب ونيزي را گرفت. همين آتش جنگي را روشن كرد.
جنوا در سال 1372، ناوگاني فرستاد كه جزيره را فتح و غارت كرد و جنواييان از سال 1372 تا 1464، فاماگوستا را در تصرف داشتند2. شكست جنگ صليبي نيكوپول3 را تاحدي ميتوان مربوط به اين دانست كه جان گالئاتسو ويسكونتي، دوك ميلان قبلاً آن را به سلطان بايزيد خبر داده بود4. افزايش نيروي تركان و تهديدشان نسبت به بيزانس و قلمرو مسيحيت را ميتوان بهصورت زير جمعبندي كرد. در زمان اورخان، دومين سلطان عثماني (1326 ـ 1360)، تركان نخستين پايگاه خود را در خاك اروپا بهدست آوردند و آن در سال 1354، در گاليپولي بود و از آنجا به سرعت در تراكيه پراكنده شدند. اين فتح موجب تقاضاي كمك يوآنس كانتاكوزنوس ششم شد! در زمان مراد اول (1360 ـ 1389)، تركان در سال 1365، ادِرنه را گرفتند و آن را
2.Sir Ronald Storrs and Bryan Justin O'Brien ,Handbook of Cyprus , 9th ed., p. 21, London 1930.
3.نيكوپول شهري در شمال بلغارستان، بر رود دانوب است كه صحنهٴ پيروزي عمدهٴ عثمانيان بر سپاه مسيحي، به فرماندهي سيگيسموند مجار، بود. ــ و.
4 .عزيز عطيه، ص 9، 435 ـ 462، 1938.